حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

56

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

گفتند مردم مكه كسان خدايند كه آنها را از شر دشمن محفوظ داشت . تجارت قريش مكه مانند بيشتر نقاط عربستان سرزمينى خشك و بىآب و سنگستانى بود . مردم مكه باقتضاى محيط زندگانى خود غالبا چالاك و پركار بودند و چون نزديك كعبه مىزيستند بنزد قبايل عرب احترامى بسزا داشتند . وضع مكه با زراعت و كشاورزى مناسب نبود از اينرو مكيان كه مردمى فعال بودند با تجارت و داد و ستد روزگار مىگذرانيدند . صرفنظر از احترام و نفوذى كه مكيان در عربستان داشتند ، وضع جغرافيائى مكه نيز آنها را در كار تجارت كمك ميكرد مكه مركز رفت و آمد كاروان‌ها بود و واسطه بازرگانى ميان يمن و شام و حبشه بشمار ميرفت . موقعيت مكه كاروانهائى كه از شام بسوى يمن يا از يمن به شام ميرفت از مكه مىگذشت ، چاه زمزم نيز به اهميت مكه كمك ميكرد زيرا كاروان‌ها مىتوانستند در كنار آن بار بيندازند آب بياشامند و از رنج سفر بياسايند . كاروانهاى قريش با امنيت و اطمينان در سراسر عربستان رفت و آمد ميكرد و با آنكه قبايل عرب دائما با همديگر به كشمكش و نزاع بودند بسبب احترام و نفوذ مكيان كسى متعرض آن نميشد ، اين كاروانها به غزه و بيت المقدس و دمشق ميرفت و كالاى خود را با كالاهاى ديگر مبادله ميكرد . بندر جده كه تا مكه نزديك چهل ميل فاصله دارد واسطه ارتباط با حبشه بود بازرگانان قريش با عبور از درياى سرخ براى داد و ستد بحبشه مىرفتند ، مردم قريش از بازارهاى صنعا و عمان مواد معطر و بخور و پارچه‌هاى ابريشمى و پوست و كالاهاى ديگر را همراه ميبردند ، از بازارهاى شام گندم و مصنوعات شامى و روغن زيتون و چوب ميخريدند و كالاى هر محل را به محل ديگر مىبردند و از اين راه وسائل زندگانى خويش را فراهم ميكردند .